زِندِگی یِک چَرخه اَست
شایَد یِک چَرخ وَ فَلَک...
تِکرار ، تِکرار وَ تِکرار...
دورِ اَوَل زیباست
بَعد یِک نَواخت میشَوَد
شایَد این چَرخه تِکراری شَود اَما...
هَمسَفَری که یاریمان میکُنَد تِکراری نمیشود
به شور او به این چَرخه اِدامه میدَهیم...


به شور او به این چَرخه اِدامه میدَهیم...


چون همیشه همراه توست
ولی من آن را به خاطر دارم
چون تو همراه من نیستی
اما
صدای پایت بر دلم نشسته است..

ای کاش احساسم گلی می بود
می ریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر می زد
رقصان به روی طاق ایوانت
ای کاش احساسم قلم می گشت
تا در نهایت جمله ای می شد
یعنی که "دوستت دارم" ی می گشت
تا معنی احساس من می شد...


وقت آن رسیده بود که سفری کنم ..
تا خود ..
تا خدا ...
باید با او به سخن بنشینیم..
مگر نه اینکه او خدای من است ؟
مگر نه اینکه ما بنده ی اوئیم؟
مگر نگفته بود بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ....
میخوانمش
میخوانمش
بی وقفه ...
جوابی نمیآید
یا خواب است ...
یا
او هم فراموشم کرده...

خدای مهربون من...
میدونم چند وقته بهت سر نزدم،
میدونم ازم دلخوری، میدونم پر از بار گناهم !
خدا جون دلم واست خیلی تنگ شده!
یه مدته بودنت توی زندگیم کمرنگ شده!
خدا جون نمیدونم چرا دیگه صدای اذونت آرومم نمیکنه !
یه مدته شنیدن صدای “الله اکبر ” اذونت مضطربم میکنه !
خدا جون … تو کمکم کن !!
نذار از تو تهی بشم ، نذار با نبودنت بمیرم !
تو بهترین رفیقـــمی
نمیشه از تو دل راجـــــدا کرد . .
گمم کن تو " تاریکی "
دستمو ول نکن خـــــــــــدااااااا .:.
به هر چه می نگرم نام تو بر آن نقش بسته است...
و کلید باغ لبخند خداوند به دست توست...
نام تو ، رمز عبور و گشایش به اشاره توست...
در روزگار قحطی چشمانت ، اسمان دلم ، جولانگاه ابر های حیرت زار است...
نبودنت ، کوه درد آوری است بر سینه ام .
ای بهانه بودن و ماندن و سرودن !!!
محتاج چشم تو ام...
باز آ و باز جاری کن...
در دشت جان خسته ام ، رود مهرت را ...
خدایا به ما که مخاطب خاص ندادی حداقل رفقامون که دارن ازشون بگیر جیگر ما رو خنک کن !
*****
تا حالا دقت کردین مهربونی خانوما با وزنشون نسبت مستقیم داره ؟
*****
عاقا من نمیدونم چه حکمتیه هروقت که من گشنمه فرق یخچالمون با کمد ، فقط چراغ توشه !
حالا کافیه من مریض بشم اشتهام کور بشه ،
از تخم طوطی آمازونی بگیر تا شتر بریون در این گنجیده میشه ؛
ماه رمضون که دیگه هیچی اصن واویلاست …
******
بابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره
چُرت می زنه ؟
دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه ؟؟؟
میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید !

خوش بحال این رفقا......
سلام
من رشا هستم 25 سالمه
سوالی داشتین بپرسین

برید ادامه مطلب............
دوسـتـت مـی دارم !!!
اصلاً مى دانى عشق چيست؟
مــن عـاشـق تــو
هـسـتـم ...
عاشق چشمانى كه اقيانوسى از آرامش را در خود دارند !
عاشق دستانى كه
خداوند،
نوازش را با الهام از آنها معنا كرده است !
و عاشق لبخندى كه زيبايى را
تمام و كمال به تصوير مى كشد
دوسـتـت مـی دارم !!!
اصلاً می دانی عشق
چیست؟
من عاشق تو هستم ...
عاشق زمينى كه بر روى آن خرامان خرامان راه مى
روى !
عاشق گناهى كه ارتكابش با تو مى تواند
زيباترين خاطره ى هر آدميزاده اى
باشد !!!
و عاشق نسيمى كه عطر تو را با خود به همراه مى آورد!
دوسـتـت مـی
دارم !!!
اصلاً مى دانى عشق چيست؟
من عاشق تو هستم ...
عاشق قلبى كه براى عاشقى در
سينه ات مى تپد !
عاشق محبتى كه در كلامت موج مى زند
و عاشق تصورى كه از زندگی
در ذهن امیدوارت داری!
دوسـتـت مـی دارم !!!
اصلاً چه لزومی دارد بدانی عشق
چیست؟
می خواهم به اندازه ای که تو باید عاشقم باشی
هم دوستت داشته
باشم !!!
بگذار فردا که خاک و خاکستر شدم
هر دلداده ای که شعرهای مرا می
خواند
زیر لـب بـا خـود بگویـد: او یـک دیــوانه بــود!
برای دل خودم می نویسم ...
برای دلتنگی هایم
برای دغدغه های خودم
برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !
برای دلی که دلتنگم نیست ...
برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...
برای خودم می نویسم !
بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

هیچ چیزی زیباتر از شخصی نیست
که قلبش شکسته ...
ولی هنوز به عشق باور دارد !!!
دلمان را به آمدن تو خوش میکنیم
شنیدی ؟؟
انتظار ... صحبت از بی نهایت است !
شبهایی هست که نبودنت
مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر میکند .
شبهایی هست که بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ میکنم
شنیدی ؟؟
صحبت از ذره ذره نیست شدن است !
شبها یی هست که پرواز را زیر پوستم حس میکنم .
... شنیدی ؟؟
کندن ...رفتن .... صحبت از رها شدن است !
شب هایی هست ... مثل امشب ... تاریک ... سرد
شب هایی ...مثل امشب ... که کاش صبح نشود !
میشنوم ...
صحبت از ختم این قائله است !
صحبت از خس خس نفسهای عشقی که شاید به صبح نکشد .
تـــــــولد سرسره ایست
کــــه انتهایش مـــــرگ است
نمـــی دانم
در کجای این سرسره ام
امــــــــا
روزی خواهم گفت
چه زود به انتهــــــای سرسره رسیدم
ولی انتهـــــای سرسره , تـــــــازه اول راه است ...
وامروز با طلوع خورشــــید 25 سال زندگیم
تولدی دیگر برای من رقم خورده است
1392/4/13


دختره نوشته :
مـطـمـئـنـم اولـیـن و آخـریـن پـسـری کـه بـخـواهـم جـلـویـش زانـو بـزنـم
پـسـرم خـواهـد بـود . . .
آن هـم بـرای بـسـتـن بـنـد کـفـشـهـایـش . . . !
یکی اومده زیر استاتوسش کامنت داده
شما اول ببین میتونی شوهر پیداکنی بعد تصمیمای مهم زندگیتو بگیر:|
*******
نمیخوام پز بدم، تحقیرتون کنم، سرکوفت بزنم،
یا اینکه مایهداریمو به رختون بکشم،
ولی جاتون خالی الان یه نیمرو خوردم با نون سنکگ!!
*******


دنبال یه دختر خوشکل میگردم ، واسه امر خیر
کسی هست عایا ؟

یکی هم رد نمیشه یه متلکی چیزی بندازیم !

بابا یه دقیقه اومدم کنار پنجره ببین چیکار میکنن!!
خانوم ها من قصد ازدواج ندارررررررم!!!

من نمی دونم این ÷سرا چرا اینقد خودشونو تحویل میگیرن
اخههههههه
من : تیـــــــر
زیبــــــــا
وییییییییی من چقد خوشبختـــــم
من در ناسرودههايم رد پاي چشمان تو را ديدهام
و ميان تمام اين نوشتهها، پيكره نگاه تو را طرح زدهام.
زير نگاه همه ابرها از باران گفتهام
و از فصل پُر شكوفه تو، «هميشهبهار» چيدهام.
به سادگي خندههايم نخند؛
اگرچه كه من، شاد بودن را پشت همه ستارهها تمرين كردهام.
اي آستانهي نيمه روشن ستارهها!
به من رسم دلدادگي بياموز
و ناسرودهترين سپيدهدم را از حريم نازك اشكهايت به خاطراتم هديه كن.
پاكي خندهات را از زلالترين اقيانوسها به چشمانم ببخش.
از پشت زنبق ها طلوع كن تا با نگاهت،
با همان حضورهاي ناگهانيات،
برخيزم و با خورشيد همراه شوم.
با توام! با تو كه از مقبرهي بادها برايم اركيده ميآوري.
كه وجودت پُر از شاخسارهاي زنبقنشين است؛
بيا تا با هم، روي بيدها شكوفه بكاريم.
بيا تا با هم، از روي زمين، ستاره بچينيم
و ميان نيستان ها با شاپركها بازي كنيم.
بيا مانند كودكان، عاشق چشم و ابروي هم شويم
و معصوميت عشق را بخريم و به خانههايمان ببريم.
بيا وجودمان را نفس بكشيم.
دلم براي خندههاي ناگهاني ات،تنگ شده.
كاش ميدانستم تو در وسعت نگاهم، به چه چيز خيره ميماني!
در تاکسی یا بسته نمیشه یا چنان بسته میشه که راننده تاکسی یه سفر ماه عسل با عمه مون میره و میاد...![]()
قبول دارید عایا؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
دیشب رو یه کاغذ نوشتم:پشه ی عزیز چرا نمیمیری؟
چرا این قرص آبی تو دستگاه روت اثر نداره؟
چرا اینقدر کصافطی؟![]()
صبح پاشدم دیدم با یه خط ریز و قرمز واسم نوشته: گنده بک عزیز،
دستگاه رو بزن به پریز! کصافط هم خودتی!![]()
ماکارونی عزیز با سلام لطفا از قیمه یاد بگیر. اونم مثل تو نارنجیه ولی دور دهنمونو به شعاع پنجاه سانت رنگ آمیزی نمی کنه!![]()
![]()

من : 5
![]()

نمیخوابد دو چشم عاشق نور و طلوع روشن فردا
و خاموشی ندارد، آن لبان آشنا، با ذکر خوبیها
نخواهد مُرد آن قلبی که در آن عشق جاوید است
تو میمانی
در آواز پرستوهای آزاد و رها
آن سوی هر دیوار
تو میخوانی
بهاران با ترنمهای هر باران
تو میبینی
گل زیبای باورهای نابت، غنچه خواهد کرد
نهال پاک ایمانت، دوباره سبز خواهد شد
نسیم صبح،
عطر آن سلام مهربانت هدیه خواهد داد
و با امواج دریا
بوسه بر دستان ساحل میزنی با عشق
تو را با مرگ کاری نیست
تو، خاموشی نخواهی یافت
الهی روح زیبا در بدن داری
تو نامیرای جاویدی
تو در هر شعله میمانی
تو در هر کوچه باغ عاشقی
با مهر میخوانی
و آواز تو را
حتی سکوتت را
لبان مردمان شهر، میبوسد
دوباره عشق میجوشد
تو چون نوری
سیاهی میرود،
اما تو میمانی..

مغرور و خودشیفته نیستم
ولی یاد گرفتم که توزندگیم
منت احدی رو نکشم
خداحافظ تو فرهنگ لغت من
جوابش فقط یه کلمه است
"به سلامت"
همین....!!!
ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻓﻘﻂ ﺷﻠﻮﻏﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﺎﺧﻪ ﭘﺮﯾﺪﻥ
ﻋﺎﺩﺗﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ . . .
هرگز به خاطر از دست دادن چیزی در زندگی غمگین نباش
چرا که وقتی برگی از درخت می افتد ،
برگی جدید آماده جایگزین شدن خواهد بود . . .

مردم می گویند، ” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”
اما باید اینگونه باشد، ”
خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”
هیچکس کامل نیست

شش ماه به دوستت مهربونی می کنی، خوبی باهاش،
هر کاری میگه می کنی که بفهمونی دوستش داری…
دو روز که اعصاب نداری، میگه: حالا شناختمت
*********
دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام
تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سفره پهن شو !!!
********
چند روز پیش دلم درد میکرد به مامانم گفتم دلم درد میکنه میخوام برم دکتر !
مامان بزرگم که اونجا بود گفت : نمیخواد بری دکتر ! نوشابه بخور !
ما قدیما وقتی بز و گوسفندامون معدشون بهم میریخت بهشون نوشابه می دادیم !!!

ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس
وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار،
آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند،
و روزی آن را با تو تسویه میکنند !!!

این سکوت سنگین تو سر به سرم مى گذارد …
ادامه اش بدهى ، عاشق تر مى شوم !!!
من به مهماني دنيا رفتم:
من به دشت اندوه،
من به باغ عرفان
، من به ايوان چراغاني دانش رفتم.
رفتم از پله مذهب بالا.
تا ته كوچه شك ،
تا هواي خنك استغنا،
تا شب خيس محبت رفتم.
من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن، تا چراغ لذت،
تا سكوت خواهش،
تا صداي پر تنهايي.



من هیچ نمی خواهم ...
تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد
نگاهت را می خواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد
وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد
خیالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد
دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشک هایم باشد
و تنها خنده هایت را می خواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگی ام باشد
آری تنها تو را می خواهم ...
آن روز که پهلوی تو از کینه شکست
دل های مُحبّان تو در سینه شکست
تصویر تو را دِل علی آینه بود
اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست
خزان زود هنگام و كبود شدن ياس بوستان پيامبر ، تسليت باد .


در سکوتم نشسته ام و به اطرافم نگاه میکنم و به روز هایی که گذشت فکر میکنم
روزهایی که به سرعت رفت به خاطره تبدیل شد
دیگه دلخوشی جز دفتر تنهایی ندارم
دفتری که یکی یکی برگ هاش با خاطره ها پر شده
به خودم می گم چطور ِ که دفتر طاقت غصه هام رو در بیارم
یکی یکی برگهاشو ورق می زنم هر چی بیشتر به آخرش نزدیک می شم تنهاییم بیشتر بیشتر می شه ...
نمی دونم چرا توی این سکوت منتظرم
حس انتظاری که برای خودم هم تازگی داره
شاید باز دلتنگ شدم
دلتنگ مهربانی که هفت روز هفته به حرف هام گوش می ده و در جواب فقط سکوت رو بدرقه راهم می کنه
...
چه زود دیر شد زودی که همیشه حقیقتی رو پشت خودش پنهان کرد و برای من چیزی جز حسرت نداشت...
دلم حتی برای گریه هام هم تنگ شده
دیگه اشکی هم برام نمونده تا دوباره آرومم کنه
از خدا می خوام بهم آرامشی در خورم بده تا واسطه آرامش دیگران باشم
سرم رو روی زانوهام می زارم و چشم هام رو می بندم و به خاطرات این چند مدت فکر می کنم ...
خیلی آروم سرم رو بلند می کنم و جلوی چشمام طلوع اولین ستاره شب رو می بینم خیلی سرد بهش میگم دوست داری همراز من باشی...
