شعری از من
باز هم میامدم
در ره هموار عشق
در کویر پر تلاطم های زیبای بهشت
باز هم میادم
در شب بارانی افکار تو
در خیال دیدن روی رویایی تو
شهر تنهای دلم
امدنت را تماشا میکند
در زمان رفتنت باز هم این دل گلایه میکند
باز هم میامدم
در ره هموار عشق
در کویر پر تلاطم های زیبای بهشت
باز هم میادم
در شب بارانی افکار تو
در خیال دیدن روی رویایی تو
شهر تنهای دلم
امدنت را تماشا میکند
در زمان رفتنت باز هم این دل گلایه میکند
در حال حاظر در رشنه ی ریاضی درس میخوانم
عاشق موسیقی هستم
مغرورم ولی خیلی مهربونم
شعر رو خیلی دست دارم و شعر میگم (شاعر برتر سال 88 هم بودم )
سوالایی دوست داشتین بپرسین جواب میدم
سردی نگاهو بشکن ، فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه ، این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه
می میرم بی تو
خوندن من یه بهانه است ، یه سرود عاشقانه است من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم ، بی تو شب سحر نمی شه می میرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم با تو می مونم واسه همیشه
من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم با تو می مونم واسه همیشه
سردی نگاه رو بشکن ، فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه ، این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه می میرم بی تو
خوندن من یه بهانه است ، یه سرود عاشقانه است من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم ، بی تو شب سحر نمی شه می میرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واسه همیشه
هرکس باهاش خاطره داره بگه البته اگه دوست داره
اسمت چیه ؟
-یوسف. به به،
شغلت چیه؟ -زنبوردار به به،
کجا میری؟ -اهواز عجب جایی،
کبریت داری؟ -نه…..
نه و نکمه، با اون اسمت، پدرسگ پشه باز، تو این گرما سگ میره اهواز که تو میرى
این هم نمونه ای از دروغ مردان
دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم
معنی:
ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم
ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس
بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت
پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری
که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!
این عکس خیلی باحاله
.
.
.
.
به جای اینکه چندین وبلاگ را بخوانید ما چند نفر را چند بار بخوانید ...
به سراغ من اگر میآئید … بیائید،
چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه
چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره
چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده
چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه
چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نباشی کسی به قصه ات گوش نمی ده
چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد
و
خیلی دوست دارم یکی بهم بگه: “قدر این روزاتونو بدونید”
بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا؟
نشون بده با دست!
یه تبلیغ شامپو گلرنگ هست که پدره میگه :
((تو خونه ما پسرم موهای نرم خوش حالتی داره، دخترم موهای مواج زخیمی داره ، خانومم موهای لخت و نرمی داره و موهای خود من هم خشک و زبر هست اما همه ما با شامپو گلرنگ موهامون رو میشوریم چون برای هر نوع مویی مناسبه))
من خواستم از پشت همین تریبون به این پدر زحمت کش بگم هرچند این شامپو ها خیلی خوب هستند ولی شما با خانوم بچه ها یه روز برید آزمایش ژنتیک بدی زیادم بد نیست ؛
والا این همه تنوع زیاد منطقی نیستا ! :)))
بعضی وقتا تو سکوت زیبا ی شب به این فکر میکنم که کاش با بعضی ادم ها تو این عالم اشنا نمیشدم چون اینقدر دلت میشکونن که دلت خودش از بودنش خسته میشه نمیدونم چرا اینو گفتم ولی میدونم دلم از دست خیلی ها بارها و بارها شکسته .
کاش خدا بگه تو گوشم که نترس از این زمونه این زمونه ای که خیلی بادلم نامهربونه
خدایا از اسمون بیا دستمو بگیر اشکامو پاک کن بگو اینجا ادما اذیتت کردن؟ بیا بریم
چی میشد اگه دو رنگیم دیگه معنا نداشت
کاش میشد واسه حوس رفاقتارو نفروخت
کاش میشد صداقت و رو تن هر آینه دوخت
چرا ما آدما گاهی وقتا خیلی بد میشیم
واسه راهه همدیگه خواسته نخواسته سد میشیم
جای مرحم واسه زخم عاشقا نمک میشیم
هر کی با ما صادق براش پر از کلک میشیم
دل خوش هر کی شدیم تو زرد از آب در اومدش
وقتی دلتنگی میاد هیشکی نمیاد به دادش
ندونستیم چرا غم تو نوبت ماست دیر میشه
حرفای خوب واسمون زخمه زبونو تیر میشه
شایدم ما ندونستیم زندگی چه شکلیه
کی سر کاه کی نیست اصلا دنیادسته کیه
ما هر حال میپریم بی چشمو دل. بی پر و بال
ما به مشکی دلخوشیم دو رنگیارو بی خیال
|
2- قانو ن فیزیک دروغ میگوید برای دیدن نور لازم نیست بلکه دلیل لازم است
3- کاش در کودکی میماندیم تا به جای دل هایمان سر زانو هایمان زخم میشد
4- پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست
5- شاید سالها بعد در گذر جاده از کنار هم بگذریم و بگویم ان غریبه چه قدر شبیه خاطراتم بود
6-دلتنگی یعنی رو به روی دریا ایستاده باشی و خاطره ی یک خیابان خفت کنه
7-عمریست نشسته ایم به پای خربزه هایی که نمیدانیم کی خوردیم
8- ان لحظه که فکرش را نمیکنی کسی در دور دست ها خاطر خوبی هایت را ورق میزند
تو را من تو کردم وگرنه کلمه ی <هوی > هم زیادت بود پس
دسته گلی برای مادر
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه میکنی؟
دختر گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج میشدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: میخواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمیتوانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!
شکسپیر میگوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میآوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور