طنز



به سلامتیه دختری که دوست پسرشو با یکی دیگه دید ,نرفت داد و بیداد راه بندازه آبروی پسره بره قشنگ رفت سوار ماشینش شد و جُفتشون رو زیر کرد ... خیلی هم شیکو مجلسی . . .


فرق بین مردای قدیم و جدید:
قدیمترها لحن مردها:
گستاخی مکن زن!! طعام را بیاور
امــا اکنون :
عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو



من اگه همین الانم زلزله بیاد
با باقیمونده غذایی که لای دکمه های کیبوردم هست میتونم یه ماه زیر آوار زنده بمونم 






قبلنا می‌گفتن مرد باید ایستاده بمیرد یا با گلوله سربی توی سینه
مردای امروزم زیر موچین و بوتاکس و پروتز و عمل بینی‌ جون ندن خیلیه 

بايد...



باید خیانت ڪنے............!!.......... تا دیوونه ات باشن...!!

باید دروغ بگے................!!.......تا 
ہِمیشہِ تو فڪرت باشن...!!

باید ہِے رنگ عوض ڪنے......!!..............تا دوسِت داشته باشن...!!

اگه ساده اے.......!!..........اگه باوفایے...!!


اگه یك رنگے.......!!.........ہِمیشہِ تنہِایے...!!

سکانس آخر

صدا …

دوربین …

حرکت …

باز هم برایم نقش بازی کن !



لیاقت

بایــــב بــــه بعضــــے پســــرا گفــــت :


آهــــاے پســــر ...


حواســــت باشــــه ...!


ایــــטּ בختــــرے كــــه بــــه تــــפ בل בاבه ,


خیلے هــــا בر " آرزوے نیــــم نگاهــــش " هستنــــב ...

لیاقــــت בاشتــــه بــــاش ..............!



قهوه

کافه چی ....

قهوه ام را شیرین کن ...

آن روزها که تلخ میخوردم ، روزگارم شیرین بود !

واقعاااااااااااااا

خط زدن بر من پایان من نیست ،

آغاز بی لیاقتی توست …



باران

هــــــــــــوا بارانــــیست شیــــــــــشه....


چرا دیــــــــــــگر بخار نمیـــــــــگیری؟؟؟

نترس...دیـــــــــگر اسمــش را رویــــت نمیــــنویسم!


خدااااااااااااااا

خــدایا ؟
کــمــی بــیـا جــلــوتــــر 
مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم
ایـن یـک اعــتـراف اســت 
مــن 
بــی او 
دوام نــمی آورم

شراب


با این شراب‌ها

مست نمی‌شوم دیگر.

باید دوباره سُراغِ چشم‌های تو بیایم!


همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت:

تنها آمده ام، تنها می روم...

یه وقت هائی دل وامانده ات

یک نفــــــــــــــــــــــــــر را می خواهد

نه برای یک ساعت، یا یک روز

بلکه برای یک عمـــر...

با تو

صراط مستقيم...

يعني ...

راهي كه مي رسد...

به اغوش تو ...

همين كه تو مي داني

" دوستت دارم"

كافيست..

بگذار خفه كند خودش را

دنيا...


ツدلم برای دیدنت تنگ شدهツ




بیا قرار بگذاریم که . . .

هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم !


بگذار همیشه اتفاق بیافتد !
...
این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم !

منتظر ِ یک اتفاق که " تــــو " را به " مـن " برساند.




فـقــط چـند قــدم مانـده بـود

 

برسـم بـه " تـــو "

 

اگـــر ایـטּ خــــواب لـعــنـتـــے ، دیـــشــب ادامــــﮧ داشـت !



میترسم از روزی که .......


              در آغوش دو غریبه بی قرار هم باشیم


ی چیز جیز !

http://bayanbox.ir/id/38386550070062751

سنگ حرف مفت


 

باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته اند

گل های قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ ِ حرف ِ مُفت ، سرم را شکسته اند.


نكند ...


نفس می کشم نبودنت را

نیستی

هوای بوی تنت را کرده ام

می دانی

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنیست

حتی آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

تو نیستی

و من چتر می خواهم ...

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

خودم را به هزار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم ...



و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری

که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر

فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود

دلش آغوش گرم میخواهد



...




خـودم را آمـاده میکـنم بـرای رقـص


بـاید در جشـن آشنـایـی تو و عشـق جدیـدت


سنگـــ تمـام بگذارم


ツتوچه باشی چه نباشیツ


dc426.4shared.com/img/4FfMf-nu/s3/307602_1979...


تـــــــــــوچـه
 باشی، چه نباشی ،
پیشم بمونی یا

جداشی


من واست عوض نمیشم

من واست عوض

نمیشم


تو برام یه حس خوبی

که مثه نفس

میمونه


قدر این حس قشنگو

بگو جز من کی

میدونه


نمیتونم، نمیتونم

نگران تو

نباشم...!


صدای پایت....معنی احساس من...

تو صدای پایت را به یاد نمی آوری

چون همیشه همراه  توست

ولی من آن را به خاطر دارم

چون تو همراه من نیستی

اما

صدای پایت بر دلم نشسته است..

ای کاش  احساسم گلی می بود

می ریخت عطرش را به دامانت

یا مثل یک پروانه پر می زد

رقصان به روی طاق ایوانت


ای کاش احساسم قلم می گشت

تا در نهایت جمله ای می شد

یعنی که "دوستت دارم" ی می گشت

تا معنی احساس من می شد...


سلام خـــــــدای مهربــــون مـــــــن

وقت آن رسیده بود که سفری کنم ..

تا خود ..

تا خدا ...

باید با او به سخن بنشینیم..

مگر نه اینکه او خدای من است ؟

مگر نه اینکه ما بنده ی اوئیم؟

مگر نگفته بود بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ....

میخوانمش

میخوانمش

بی وقفه ...

جوابی نمیآید

یا خواب است ...

یا

او هم فراموشم کرده...


 خدای مهربون من...

میدونم چند وقته بهت سر نزدم،

میدونم ازم دلخوری، میدونم پر از بار گناهم !

خدا جون دلم واست خیلی تنگ شده!

یه مدته بودنت توی زندگیم کمرنگ شده!

خدا جون نمیدونم چرا دیگه صدای اذونت آرومم نمیکنه !

یه مدته شنیدن صدای “الله اکبر ” اذونت مضطربم میکنه !

خدا جون … تو کمکم کن !!

نذار از تو تهی بشم ، نذار با نبودنت بمیرم !

تو بهترین رفیقـــمی

نمیشه از تو دل  راجـــــدا کرد . .

گمم کن تو " تاریکی "

دستمو ول نکن خـــــــــــدااااااا .:. 


بغبغو

دوش ديدم کفتری نر روی بام/ماده اى راديدو گفتا بغبغو!ماده اماباهزاران کبروناز/درجوابش گفت امشب نغنغوبعدیک ساعت پشیمان گشت ورفت/پیش نرگفتاکه اينك بغبغونربگفتا ديرشد ديگر،شما/نازفرمودى وماهم جغجغو!

خنجر

 تو           هم فراموش ميكني هرچي كه بود از منوتو دوست ندارم خنده رو به دزدم از لباي تواوناكه منو ميخواستن حسشون گذري بود خنجرو به جاي عشق حواله دادن به دلم !!

کلاه...







سرد است اما 

سرما نمی خورم

تو نگران نباش

کلاهی که سرم گذاشتی

تا گردنم را پوشانده است


من o+ شما چطور ؟

کاش ...

کاش دنیا یکبار هم که شده

بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!


3 خبر تازه !!!

اريان نكونام متولد شد(ورزش)

پيمان معادي و كريستن استورات همبازي ميشوند(هنر)

ماه عسل با احسان عليخاني(فرهنگ)


چرا ...


چرا مردم قفس را آفریدند ؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟
چرا پروازها را پر شکستند ؟
چرا آوازها را سر بریدند ؟.
پس از کشف قفس ، پرواز پژمرد
…سرودن بر لب بلبل گره خورد
کلاف لاله سر در گم فرو ماند
شکفتن در گلوی گل گره خورد
چرا نیلوفر آواز بلبل
به پای میله های سرد پیچید ؟
چرا آواز غمگین قناری
درون سینه اش از درد پیچید ؟
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت ؟
چه شد آن آرزوهای بهاری ؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری ؟
چرا لای کتابی ، خشک کردند
برای یادگاری پیچکی را ؟
به دفتر های خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکی را ؟
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا می خواست باغ آسمان ها
به روی ما همیشه باز باشد
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند

عشقبازي


عشقبازی به همین آسانی است…

که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
…رنگ زیبای خزان با روحی
…نیش زنبور عسل با نوشی
کارهمواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو،برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
وشب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است.

حالم خوب نیست

خیر سرم رفتهبودم عروسی

حالم اصلا خوب نیست

فقط خستگی داشت

اصلا هم خوش نگذشت

ツ نگرانت شده‌ام ، بی‌جوابم مگـذارツ



ای که تقدیر ، تو را دور ز من ساخت ، سلام !!

نامه ای دارم از فاصله‌ها ،

. . . . . . .

چند شب بود که من خواب تو را می‌دیدم .

خواب دیدم که فراری هستی !

میگریزی از شهر ، پاسبانان همه جا عکس تو را می‌کوبند .

جارچی‌ها همه جا نام تو را می‌خوانند .

در همه کوی و گذر قصه‌ی تبعید تو بود !

. . . . . . .

مردم و تیر و تفنگ ، اسب‌هایی چابک . . .

متهم : قاتل گل‌های سپید ،

جایزه یک گل رز...!

. . . . . . .

و تو می‌دانی ، من عاشق گل‌های رُزم !

دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت ؟

مردم شهر چرا در پی تو می‌گردند ؟

. . . . . .

نگرانت شده‌ام ، بی‌جوابم مگـذار ...