گاهی



فاجعه یعنی
آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام
که از تلاقی نگاهم با دیگری
احساس
خیانت می کنم!
عشق یعنی همین!!!
مجموعه ی این پنج آهنگ رو تو یک فایل زیپ با حجم پایین 1.38 مگابایت قرار دادم که امیدوارم این موسیقی ارامش بخش رو دانلود کنید و گوش بدید .
برای دانلود با لینک مستقیم اینجا کلیک کنید
رمز فایل : machandnafar
دلمان را به آمدن تو خوش میکنیم
شنیدی ؟؟
انتظار ... صحبت از بی نهایت است !
شبهایی هست که نبودنت
مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر میکند .
شبهایی هست که بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ میکنم
شنیدی ؟؟
صحبت از ذره ذره نیست شدن است !
شبها یی هست که پرواز را زیر پوستم حس میکنم .
... شنیدی ؟؟
کندن ...رفتن .... صحبت از رها شدن است !
شب هایی هست ... مثل امشب ... تاریک ... سرد
شب هایی ...مثل امشب ... که کاش صبح نشود !
میشنوم ...
صحبت از ختم این قائله است !
صحبت از خس خس نفسهای عشقی که شاید به صبح نکشد .



ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس
وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار،
آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند،
و روزی آن را با تو تسویه میکنند !!!

این سکوت سنگین تو سر به سرم مى گذارد …
ادامه اش بدهى ، عاشق تر مى شوم !!!
من به مهماني دنيا رفتم:
من به دشت اندوه،
من به باغ عرفان
، من به ايوان چراغاني دانش رفتم.
رفتم از پله مذهب بالا.
تا ته كوچه شك ،
تا هواي خنك استغنا،
تا شب خيس محبت رفتم.
من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن، تا چراغ لذت،
تا سكوت خواهش،
تا صداي پر تنهايي.


.
اشڪ بهتریـכּ پدیدهـ ے دنیاستـ
ولے تا زیباتریـכּ چیزهـا رو از انـساכּ نگیرهـ
خودشو تقـנیـمـ نمینڪﮧ

در سکوتم نشسته ام و به اطرافم نگاه میکنم و به روز هایی که گذشت فکر میکنم
روزهایی که به سرعت رفت به خاطره تبدیل شد
دیگه دلخوشی جز دفتر تنهایی ندارم
دفتری که یکی یکی برگ هاش با خاطره ها پر شده
به خودم می گم چطور ِ که دفتر طاقت غصه هام رو در بیارم
یکی یکی برگهاشو ورق می زنم هر چی بیشتر به آخرش نزدیک می شم تنهاییم بیشتر بیشتر می شه ...
نمی دونم چرا توی این سکوت منتظرم
حس انتظاری که برای خودم هم تازگی داره
شاید باز دلتنگ شدم
دلتنگ مهربانی که هفت روز هفته به حرف هام گوش می ده و در جواب فقط سکوت رو بدرقه راهم می کنه
...
چه زود دیر شد زودی که همیشه حقیقتی رو پشت خودش پنهان کرد و برای من چیزی جز حسرت نداشت...
دلم حتی برای گریه هام هم تنگ شده
دیگه اشکی هم برام نمونده تا دوباره آرومم کنه
از خدا می خوام بهم آرامشی در خورم بده تا واسطه آرامش دیگران باشم
سرم رو روی زانوهام می زارم و چشم هام رو می بندم و به خاطرات این چند مدت فکر می کنم ...
خیلی آروم سرم رو بلند می کنم و جلوی چشمام طلوع اولین ستاره شب رو می بینم خیلی سرد بهش میگم دوست داری همراز من باشی...

تعصب بيهوده است
وقتي دستت دست غريبه را ميفشارد ...
بر لبهايم قفل زدم
درباره ي عشق
تو به کسي چيزي نگويم ...
شايد روزي خودت آدم شوي !!!
رفیق آلوچه نیست بهش نمک بزنی
بچه همسایه نیست که بهش لگد بزنی
غذا نیست که بهش ناخنک بزنی
عشق نیست که بهش کلک بزنی
رفیق مقدسه باید جلوش
زانو بزنی
نگم حرفی به جز حرف حقیقت..
ندیدم مثل تو : توی رفاقت
♥
آבمـهـآ آنـقـבر زوב عـوضـ مـےشـونـב
آنـقـבر زوב ڪـﮧ تـو فـرصـت نـمـےڪـنــے
بـﮧ سـاعتـتــ نـگــآهــے بیـآنـבآزـے
و ببیـنــے چـטּـב בقـیـقـﮧ بـیـטּ
בوستــےـهــآ تـآ בشمـنــےـهـآ فـآصـلـﮧ افـتــــآבه..

به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن . . .
به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند
و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . .
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .
به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطره غروب پاییزه .
سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !

با "هيچ کس نبودن" بهتراست
از
حضور اشتباه درکنار کسي بودن..

گاهی وقتایی دلم میخواد یکی
ازم اجازه بخواد که بیاد تو تنهاییم ….
و من اجازه ندم !
و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه
و بگه مگه من مردم که تنها بمونی


هميشه "تــو" خواهــــي ماند
حتي اگر
مخاطب تمام اين نوشته هايم " او " شونــــد.
شراب هم...
به مستی ام حسادت می کند...
آنگاه که خمار یک لحظه...
دیدن " تو " می شوم...!!!
آرزوها
برگی از دفتر شعر مریم حیدر زاده

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانهها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشمهایش تر شویم
کاش دلتنگ شقایقها شویم
به نگاه سُرخشان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها میشویم
با خدای یاسها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصلههای میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش مثل آب، مثل چشمه سار
گونه نیلوفری را تر کنیم
ما همه روزی از اینجا میرویم
کاش این پرواز را باور کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلبهای نقرهای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشمهای خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق
ردپای خویش را پیدا کنیم
کاش رسم دوستی را سادهتر
مهربانتر، آسمانیتر کنیم
کاش اشکی قلبمان را بشکند
با نگاه خستهای ویران شویم
کاش وقتی آرزویی میکنیم
از دل شفافمان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرفهای قلبمان را بشنود
دور نرو !
بيا کنار دلم
من غير از اين ها که می نويسم ،
نوازش هم بلدم . . .

وقـتـی حـس میکـنم
جآیــی در ایــن کرِه ی خآڪـی
تــو نفس میکــشــی و مـن
از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم !
تـو بــآش !!!
هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است …
![]()
پایـیــــز فصل رسیدن انـارهای سـرخ است …
و انار چه دل خونــــی دارد
از رسیـدن …