گاهی


گاهی میرسه که دیگه از خدا نه پول میخوای نه خونه میخوای و نه … !
یه موقع هایی هست فقط یه دل خوش میخوای !
فقط یه دل خوش …



خیلی وقت است فراموش کرده ام …
کدامیک را سخت تر می کشم … ؟
رنــــج !
انتظار !
یا نفس را …




میدونی چیه رفیق ؟

اگه از زندگی کسی میری بیرون ، سعی کن کامل بری

 بیرون حتی پوست تخمه هاتم جمع کن با خودت ببر !

ツفاجعه یعنی ツ



فاجعه یعنی

آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام

که از تلاقی نگاهم با دیگری

احساس

خیانت می کنم!

عشق یعنی همین!!!

دانلود آهنگ بی کلام باران عشق rain love  شاهکار استاد ناصر چشم آذر

دانلود رایگان مجموعه ی 5 آهنگ باران عشق رو آماده کردم ، که بی شک یکی از شاهکار های موسیقی بی کلام عصر معاصر ایران محسوب میشه ، سازنده ی این شاهکار استاد ناصر چشم آذر هستند .

مجموعه ی این پنج آهنگ رو تو یک فایل زیپ با حجم پایین 1.38 مگابایت قرار دادم که امیدوارم این موسیقی ارامش بخش رو دانلود کنید و گوش بدید .

برای دانلود با لینک مستقیم اینجا کلیک کنید 

رمز فایل : machandnafar

صحبت از ختم این قائله است !

شبهاییهست که من و دیوارهای خاکستری


   دلمان را به آمدن تو خوش میکنیم


   شنیدی ؟؟


   انتظار ... صحبت از بینهایت است !


   شبهاییهست که نبودنت


   مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر میکند .


   شبهاییهست که بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ میکنم


   شنیدی ؟؟


   صحبت از ذره ذره نیست شدن است !


   شبها یی هست که پرواز را زیر پوستم حس میکنم .


   ... شنیدی ؟؟


   کندن ...رفتن .... صحبت از رها شدن است !


   شب هایی هست ... مثل امشب ... تاریک ... سرد


   شب هایی ...مثل امشب ... که کاش صبح نشود !


   میشنوم ...


   صحبت از ختم این قائله است !


   صحبت از خس خس نفسهای عشقیکه شاید به صبح نکشد .





براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

*هوای روزهای کودکی*


راستی خدا
دلم هوای دیروز را کرده

هوای روزهای کودکی را
دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم
الفبای زندگی را
میخواهم خط خطی کنم
تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند
دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان
هر چه میخواهید بکشید
این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو

دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم
آن را نچینم
دلم میخواهد …
می شود باز هم کودک شد؟؟
راستی خدا!
دلم فردا هوای امروز را می کند

ツدعاش کن ツ


اگر دلت

 برای کسی تنگ شد

نگاش کن...

نبود صداش کن ...

نشد...دعاش کن

:(

اے ڪـاش !!

فــشـار . . .

غــصــہ . . .

غــم . . .

בرב . . .

واحـد و عــدد داشــتـ !!

کـاشـ . . .

قــابــلـِ قـیـاسـ و انــدازه گــیـرے بــــوב !!

آטּ وقــــت شــایــد ...

روزگــار بــا تــمــامِ بـے رحــمـے اش مـے فـهـمــیـد

بــر ســر یــک نــفـر چــقــدر آوار مـے ریــزد






بـَـعضے حــَــــــــــرفارو نـِـميشـِـہ گــُـفت

 بايـَــد خـُـورد

 امــا بـَـعضے حـَـرفا رو نـَـہ ميشـِـہ گــُـفتـ نــَـہ ميشـِـہ خـُـورد

 ميــمونـِـہ سـَـرِ دِل

 ميشـِـہ سُکوتــْ

 ميشـِـہ دلتـــــــَـنگے

 ميشـِـہ بــُـغض

 ميشـِـہ هـَـمونـــــ وَقــْـتے کـِـہ خــُـودتــَــم نـِـميدونـے چـِـہ مرگتـــه...

کلــــــبه دل

ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس


وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار،


آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند،


و روزی آن را با تو تسویه میکنند  !!!



این سکوت سنگین تو سر به سرم مى گذارد …


ادامه اش بدهى ، عاشق تر مى شوم !!!


من به مهماني دنيا رفتم:


من به دشت اندوه،


من به باغ عرفان


، من به ايوان چراغاني دانش رفتم.


رفتم از پله مذهب بالا.


تا ته كوچه شك ،


تا هواي خنك استغنا،


تا شب خيس محبت رفتم.


من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.


رفتم، رفتم تا زن، تا چراغ لذت،


تا سكوت خواهش،


تا صداي پر تنهايي.

متن های زیبا

به دلتنگی هایمـــ دست نزن

می شكند بغضــمـــــ یك وقت !!!

 غرقـــــ می شــــــــــــوی در سیلابـــــ اشكهایی  

كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !!!  

*******************
باران!

تو ای فراتر از همه ی وجود

و ای پاک ترین مقدسات آسمانی

امشب بر من ببار

می خواهم امشب از تمام شبهای عمرم پاک تر بشوم....

بر من ببار می خواهم امشب آخرین شب دلتنگیم باشد

***************
درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــد ن،

مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،

شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...!

و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام...

تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان....

دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس..........

نمیــــفروشــــــــم​..!!!!

***************
چه سخت است ...

 تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ،


و دل سپردن به قبرستان جدایی ،
وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،

تا رهگذری ،
 بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…




اشک

.


اشڪ بهتریـכּ پدیدهـ ے دنیاستـ


ولے تا زیباتریـכּ چیزهـا رو از انـساכּ نگیرهـ


خودشو تقـנیـمـ نمینڪﮧ

نمیشه

هرگززززززززز

سکوت






در سکوتم نشسته ام و به اطرافم نگاه میکنم و به روز هایی که گذشت فکر میکنم

روزهایی که به سرعت رفت به خاطره تبدیل شد

دیگه دلخوشی جز دفتر تنهایی ندارم

دفتری که یکی یکی برگ هاش با خاطره ها پر شده

به خودم می گم چطور ِ که دفتر طاقت غصه هام رو در بیارم

یکی یکی برگهاشو ورق می زنم هر چی بیشتر به آخرش نزدیک می شم تنهاییم بیشتر بیشتر می شه ...

نمی دونم چرا توی این سکوت منتظرم

حس انتظاری که برای خودم هم تازگی داره

شاید باز دلتنگ شدم

دلتنگ مهربانی که هفت روز هفته به حرف هام گوش می ده و در جواب فقط سکوت رو بدرقه راهم می کنه

...

چه زود دیر شد زودی که همیشه حقیقتی رو پشت خودش پنهان کرد و برای من چیزی جز حسرت نداشت...

دلم حتی برای گریه هام هم تنگ شده

دیگه اشکی هم برام نمونده تا دوباره آرومم کنه

از خدا می خوام بهم آرامشی در خورم بده تا واسطه آرامش دیگران باشم

سرم رو روی زانوهام می زارم و چشم هام رو می بندم و به خاطرات این چند مدت فکر می کنم ...

خیلی آروم سرم رو بلند می کنم و جلوی چشمام طلوع اولین ستاره شب رو می بینم خیلی سرد بهش میگم دوست داری همراز من باشی...

"شبیه مه ام"

شـبـیـه ِ مــِه ام مـن . .

کـه گـاهـی بـه زمـیـن دل مـی بـنـدم و گـاهـی بـه آسـمـان . . .

و در مـیـانـه ی ایـن تـردیـد

آرام آرام

نـاپـدیـد مـی شـوم . . .

"פֿــــבایا"

פֿــــבایا ایـــט “قسمت” رو کجا فرستاבے

کہ هر وقت نوبت مــــــט میشہ ،

میگــــــט “نیست” ؟



"تعصب"


تعصب بيهوده است

وقتي دستت دست غريبه را ميفشارد ...

بر لبهايم قفل زدم 

درباره ي عشق

تو به کسي چيزي نگويم ...

شايد روزي خودت آدم شوي !!!

رفیق


رفیق آلوچه نیست بهش نمک بزنی

 

بچه همسایه نیست که بهش لگد بزنی

 

غذا نیست که بهش ناخنک بزنی

 

عشق نیست که بهش کلک بزنی

 

رفیق مقدسه باید جلوش

 

زانو بزنی

 

نگم حرفی به جز حرف حقیقت..


ندیدم مثل تو  : توی رفاقت


چند دقیقه


آבمـهـآ آنـقـבر زوב عـوضـ مـےشـونـב


آنـقـבر زوב ڪـﮧ تـو فـرصـت نـمـےڪـنــے


بـﮧ سـاعتـتــ نـگــآهــے بیـآنـבآزـے


و ببیـنــے چـטּـב בقـیـقـﮧ بـیـטּ


בوستــےـهــآ تـآ בشمـنــےـهـآ فـآصـلـﮧ افـتــــآבه..


ب سلامتی.....



به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات

به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .




سلامتی اونایی که

درد دل همه رو گوش میدن

اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .


سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن . . .


به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند

و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . .

به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .


به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!


به سلامتی همه اوونایی که

دلشون از یکی دیگه گرفته

ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن

میگن بخاطره غروب پاییزه . 


سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !

آخرشم دق میدن مارو !


از ی جایی ب بعد....


از يه جايى به بعد ديگه خسته نميشى, 

ميبرى

از يه جايى به بعد هم ديگه تكرارى نيستى,

 زيادى هستى

حضور اشتباه


با "هيچ کس نبودن" بهتراست

 از 

حضور اشتباه درکنار کسي بودن..



گاهی وقتایی دلم میخواد یکی

 ازم اجازه بخواد که بیاد تو تنهاییم ….

 و من اجازه ندم !

و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه

 و بگه مگه من مردم که تنها بمونی


"میخواهمت"

در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند

 ، بگذار در گوشت بگویم

 ” میـــخواهــمــــــــت ”

این خلاصه ی ، تمام حرفای عاشقــــانه دنـــیاست …!!!

درد عشق

"دل من"

براي دل من

هميشه "تــو" خواهــــي ماند


                                               حتي اگر


مخاطب تمام اين نوشته هايم " او " شونــــد.



 

"مستی"

شراب هم...

به مستی ام حسادت می کند...


آنگاه که خمار یک لحظه...


دیدن " تو " می شوم...!!!

 

                                چقــدر پَر می کِشد دِلــم ...!


                                     به هــوای تـــــو!


               اِنگار تَمام پرنده های جَهانــ در قـلبم آشیانه کرده اند


آرزوها

 

برگی از دفتر شعر مریم حیدر زاده

 

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه‌ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشم‌هایش تر شویم

کاش دلتنگ شقایق‌ها شویم
به نگاه سُرخشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می‌شویم
با خدای یاس‌ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله‌های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش مثل آب، مثل چشمه‌ سار
گونه نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از اینجا می‌رویم
کاش این پرواز را باور کنیم

کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب‌های نقره‌ای را نشکنیم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم‌های خفته را رنگی زنیم

کاش بین ساکنان شهر عشق
ردپای خویش را پیدا کنیم

کاش رسم دوستی را ساده‌تر
مهربان‌تر، آسمانی‌تر کنیم

کاش اشکی قلبمان را بشکند
با نگاه خسته‌ای ویران شویم

کاش وقتی آرزویی می‌کنیم
از دل شفافمان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف‌های قلبمان را بشنود


 

"دور نرو"

دور نرو !

بيا کنار دلم

من غير از اين ها که می نويسم ،

نوازش هم بلدم . . .

 

"عشق"

عشق

همین خندههای ساده توست

وقتی با تمام غصه هایت میخندی

تا از تمام غصه هایم رها شوم . . .
 
 

"نفس"

وقـتـی حـس میکـنم
جآیــی در ایــن کرِه ی
خآڪـی
تــو نفس میکــشــی و مـن
از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم !
تـو بــآش !!!
هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است …

 

انـارهای سـرخ

پایـیــــز فصل رسیدن انـارهای سـرخ است …

و انار چه دل خونــــی دارد

از رسیـدن …