صبرت که لبریز شد

تاقطت که طاق شد

درست زمانی که به جای حوصله، خون از دلت سر می‌رود

که اگر فریاد بزنی، اگر رو برگردانی

شروع می‌شود

پلک بزنی، هر کس به هوای خودش برداشتی می‌کند

ولی اگر آسمان ابری شد همه فقط انتظار سر ریز شدن آب از ابر دارند


غوغایی است در فاصله دلها

چرا نمی‌گویند درد دلت چیست

خانه دوست کجاست

تا بگویم با دوست

دل من تنگ از اوست