دمي با راديو هفتي ها
دوست من دیدنش آسان نبود
پنجره اش رو به خیابان نبود
دوست من منظره ی بسته اش
طارمی پر گل ایوان نبود
طرح زمینی بزنم دوست را
دوست من هیچ، جز انسان نبود
با من و تو فرق زیادی نداشت
او فقط اینگونه هراسان نبود
من پی دریوزه ی جسمم اگر
او پی دریوزِگی جان نبود
دامنه ای داشت پر از آبشار
منتظر رحمت باران نبود
بدخبران آنچه از او گفته اند
با دل خوش باورمان، آن نبود
دوست من با دل طوفانی اش
جز پی آرامش طوفان نبود
دوست من نقطه ی آغازهاست
دوست من نقطه ی پایان نبود
با چه دلیلی بسرایم از او
او که خود از خویش پشیمان نبود
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط نگــــــــــــــــــــــــــــــــــــار
|
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید