باد را صدایش بزنیـــــد . . .!


مے خواهم صفا و صمیمیت را به دستانش بسپارم


تا به نا کجا آباد ببردش . . .!


به ماه بگویید بیاید و این معرفت ها را


از روی زمین جمع کند . . .!


کسے لازمشان ندارد


اینجا بے معرفتے مُد شده است . . .!


به باران گوشزد کنید خودش را خسته نکند . . .


این مردم زمینے هیچ گاه شسته نمی شوند . . .!


آتش را بیشتر از همه لازمش دارم


هزاران شعله برایم بیاورید . . .


مے خواهم همه دو رویے ها را بسوزانم و دود کنم و


بفرستمــــــ هــــــــوا ...!!!