حالا كه دستهايت چتر نمي شوند

حالا كه نگاهت ستاره نمي بارد

حالا كه خانه اي براي ما شدن نداريم

از كاغذ شعرهايم اتاقي مي سازم

تا آوار تنهايي بر سرت نريزد

وآرامش خيالت،خيس اشك هايم نشود