ديدار
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریک
دلم تنگ است
بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهای ها
دلم تنگ است
بیا بنگر!!
چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده و این تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی!
شب افتاده است .... و من
و من تنها و تاریکم !!!!
و در ایوان و در تالاب من دیریست در خوابند
پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من
بیا ای یاد مهتابی

رشاي عزيزم
حجم خالي نبودن بعضي ادم ها رو نميشه پر كرد پس نميگم جاش خالي نباشه!!! فقط ميگم از اعماق وجودم اميدوارم خدا تحمل اين دردو بهت بده اين شعر تقديم به تو و همه اونايي كه عزيز از دست دادن.... و ديگر هيچ......
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید