
حسادت زنانـه ام
منو به مرگ میرسونه...
خـیالِ زنِ دیگه ای
سر به روی سینه ی تو
چشماش توی چشمات
و تو دلت غنج بره...
میترســـــم
کسی بوی تنت رو بگیــــره
حرفِ دلت رو بشنوه
و تو خو بگیری
به موندنش....
چه احساس ِخط خطی و مبهمیه
این عاشقانه های ِحســــــــــــــــود من
و تو
عاشق این حس حسادت من....
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۸ ق.ظ توسط جیرجیرک(مسئول پیوندها)
|
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید