...
خدايا وقتي دلت ميگيره چه كار ميكني؟!!
ميري يه گوشه ميشيني و گريه ميكني؟!!
هي با نگات بازي ميكني كه يادش بره ميخواسته گريه كنه؟!!يه ليوان اب ميخوري كه بغضت و بفرستي پايين؟!!
يادت مياد كه خدايي و هميشه بايد تنها باشي؟!!
خدايا نميدوني من اين روزا چقدر خدا بودم.......
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۹ ب.ظ توسط نگــــــــــــــــــــــــــــــــــــار
|
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید