
رفتنت نمکی بود برهمه زخم هایم
من از همه ی دنیا یکی تو را داشتم یکی خدا را
از سرکوفت هایی که شنیدم بگویم؟؟
میگویند کجاست آنکه بر سینه میزدی سنگش
میگویند الان با دیگریست
برگرد و همه ی دنیارو غافلگیر کن
من حتی با خدا هم شرط بستم
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط رشـــــــا(مسئول مناسبتها)
|
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید