آسمان محراب ابروی کسی است

شب شکنج طرّه‌ی موی کسی است

می‌درخشد چهر مهر آیینه است

داغ دارد روی مه‌روی کسی است

های‌وهوی ما و من در سینه سوخت

کاندرین گنبد هیاهوی کسی است

سرمه کو تا خامشی انشا کنیم

دور با چشم غزل‌گوی کسی است

باده لاف روشنایی می‌زند

عذر مُل، شرم گل از روی کسی است

کو دلم امشب معلم کو دلم؟

باز این دیوانه در کوی کسی است