"خاطرات"
خاطرات نه سر دارند نه ته...
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند...
می رسند...
گاهی وسط یک فکر...
گاهی وسط یک خیابان...
سردت می کنند...
داغت می کنند...
رگ خوابت را بلدند...
زمینت می زنند...
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط رهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
|
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید