کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟

تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …

از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!

وقتی کســی جایت آمد …

دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟

تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند ….

میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه ……

فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !

و این است بازی باهــم بودن … !!!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

بعضی از حرفا تو دل آدم می مونه مثل تیکه آخر رانی هلو تو قوطی !

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست

وقتی میرم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ میزنه میگه میدونی ساعت چنده؟؟؟

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

یارو اومده تو پیج سهراب سپهری پست گذاشته:

“آقای سپهری من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهای شما

و چشم خیس به خواب میروم، چشمها را باید شست جور دیگر باید دید…”

حالا تا اینجاش اشکال نداره ، دو روز بعدش کامنت گذاشته زیر پست خودش که:

…” آقای سپهری تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهید حتی یک سلام

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری

به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب میشه!

اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

یعنی هیچ وقت نذارید یه کامپیوتر بفهمه که عجله دارید.

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

کم کم دارم به این باور میرسم که مثلث برمودا زیرِ تخت منه !!

هر چی میفته زیرش, غیب میشه ….

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

- واسا دنیا من میخوام پیاده شم ….

+پیاده شو..

-اِاِاِ مگه میشه ..

+بله آقا پیاده شو کار دارم…..

-نه آقا غلط کردم برو…

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦طنز نوشته های کوتاه♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛

عجب نقاشیه نکبت…

چه دست فرمون داره توله سگ…

چه صدایی داره کثافت …

چه گیتاری میزنه ناکس…

استاده کامپیوتره لامصب…

عجب گلی زد بی وجدان…

بی شرف کارش خیلی درسته…

دوستت دارم وحشتنـــــاک…

وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛

برو شازده…؟

چی میگی بامعرفت …؟

آخه آدم حســـابی…؟

چطوری آی کیو…؟

به به استاد معظــــم…؟

کجایی با مرام…؟

آقای محترم…؟

برو دکتـــر برو…؟

.

.

.

بیاندیش … نخند